دی داد

موقعیت:
/
/
از اندرون به برون (026-009)
راهنمای مطالعه

برچسب و دستبندی نوشته:

نویسنده: دی داد

1396-01-31

از اندرون به برون (026-009)

جهان بیرونی و جهان درونی آدمیان بده بستان های پیچیده ای با یکدیگر دارند. جهان بیرونی، جهان درونی را می سازد و جهان درونی نیز مناسبات جهان بیرونی آدمی را رقم می زند. در این جا من می خواهم از تاثیرپذیری جهان خارج از جهان اندرون آدمی در رابطه با مسئله ی صداقت بنویسم.

صداقت کلامی و کرداری انسان ها ریشه در صداقت پنداری آن ها دارد. آنکس که با خود صادق نباشد، احتمالا هرگز نتواند که با دیگران صادقانه رفتارکند. در این مورد کردارهای بیرونی این شخص برآیند پندارهای درونی اش هستند.

اگر انسان با خود روراست نباشد، اگر در نهاد خود تمایل به پیچیده سازی و یا گمراه کردن خویشتن داشته باشد، اگر او در مقابل واقعیت خود بایستد؛ آنگاه خیلی خیلی محتمل است که همین رفتارها را در برابر سایر انسان ها از خود بروز دهد. چنین فردی با دیگران هم روراست نبوده، در هر مسئله ای تمایل به پیچیده سازی و گمراه کردن سایرین دارد و همواره کسی است که در مقابل واقعیت می ایستد.

غایت چنین سبکی در کلام و کردار نتیجه ای جز از بین رفتن یکپارچگی شخصیتی نخواهد بود. عدم صداقت فرد با خویشتنِ خویش راهی است بسوی فروافتادن در چاه ژرف عدم صداقت فرد با هر چیزی در این جهان و این حقیقتا مسئله ای نگران کننده است.

پیشتر هم اشاره کرده ام، صداقت با خویشتن در صداقت با دیگری متجلی خواهد شد و در دراز مدت شخصیت فرد در حول این مسئله شکل خواهد گرفت. آنکس که در ارتباط با دیگران مرموز است، مطمئن باشید کسی است که از واقعیت خود فرار می کند و این فرار دنباله هایی در جهان خارج همانطور که می بینید، دارد

11806

امتیاز شما به این نوشته

0

0

اشتراک در
اطلاع از
guest
4 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Arch
Arch
7 سال قبل

“That which is Below corresponds to that which is Above, and that which is Above corresponds to that which is Below, to accomplish the miracle of the One Thing.”
Hermes Trismegistus

محمد
محمد
7 سال قبل

جهان یا طبیعت همیشه به ساده ترین شکل مسائل خود را حل می کند و گره از کار فروبسته اش می گشاید. گمان می کنم ساده انگاری مطالب اگرچه با روح فلسفی نگری چندان تطابق ندارد اما موید راه گشای ماست. سبز باشید و ممنون از حضور شما

دی داد
7 سال قبل
پاسخ به  محمد

برخی ها که عمدتا تحت تاثیر آموزه های عرفانی هستند، بر این باورند که یکی از ایرادات فلسفه در این است که چیزهای ساده را دشوار می کند! من با این ایده موافقم اما برخلاف این گروه مزبور اصلا و ابدا این مسئله را چیز بدی نمی دانم.

نه تنها چیز بدی نمی دانم بلکه آن را نقطه ی قوت فلسفه در تقابل با سایر حوزه های معرفتی می دانم. یکی از رسالت های فلسفه این است که از کنار چیزهای ساده، ساده نمی گذرد؛ بلکه بالعکس از کنار چیزهای ساده بسختی می گذرد زیرا در طی جریان فلسفی به تمامی فلاسفه ثابت شده است که مهمترین و در عین حال پیچیده ترین چیزها همان چیزهای ساده هستند. اینکه ما براحتی فریب پدیدار را نمی خوریم و در آن غور کرده و نهایتا به حقیقت پسِ آن می رسیم، شاهکار ماست.

جریان فلسفه ی اصیل یعنی جریانی که نهایتا به معرفت علمی منتهی می گردد، همین مسیر را پیموده است زیرا که علم امروزی زاده ی فلسفه و کیفیات ذاتی آن است. اینکه امروزه تمامی بشر بهره مند از فناوری ها، روزگار بخوشی سپری می کنند؛ محصول همین باریک بینی فلسفه است. جان حرکت فلسفی در جریان علمی امروزه ساری و جاری است. علم، جانشین خَلَفِ فلسفه است و دانشمندان حوزه ی علم به همین ترتیب متاثر از دانشمندان حوزه ی فلسفه در سده های پیشین می باشند.

از طرف دیگر متاسفانه جریان تساهل گر و مُتسامح عرفانی و شِبه-فلسفه های شرقی به چیزی جز لفاظی و حدس و گمان در باب جهان و هستی آدمی منتهی نشده و هیچ گونه خروجی ملموسی نداشته است. علمی که بتوسط آن توانسته ایم انسان به کره ی ماه و کاوشگر به کره ی مریخ بفرستیم از دل چنین فلسفه ی شکاک و نکته سنجی درآمده است و نه از دل قصه های عرفانی. اگر پیچیده کردن چیزهای ساده با این هدف و رویکرد و برای رسیدن به حقیقت پسِ آن ها انجام گیرد، من تمامی دانش پژوهان را به پیچیده سازی چیزهای ساده تشویق می کنم.

س.ح
س.ح
7 سال قبل

امید دارم که سبک مغزی و عزلت نشینی عرفانی که حقا مفری از واقعیات جهان است،به رویکردهای اصیل و نتیجه بخش تلمذ کرده و شاگرد وارانه این بلاهت را نزد استاد خود رفع کند.
عرفان محلی از اعراب نزد فلسفه ندارد، چه رسد به تنقید و اظهار فضل در ساحت آن…