دی داد

موقعیت:
/
/
فلوت زن نابینا (084-004)
راهنمای مطالعه

برچسب و دستبندی نوشته:

نویسنده: دی داد

1395-01-30

فلوت زن نابینا (084-004)

در خلال چند سال گذشته به تناوب فرد نابینایی را دیده ام که در یکی از خیابان های پرتردد شهر به فلوت زدن پرداخته و بدین طریق امرار معاش می کند. در کار خود بسیار جدی است بنحویکه یک جا در وسط راه ایستاده و تند تند در سوراخ فلوت خود دمیده و دستش را بر سوراخ ها جا به جا می کند.

ندای فلوت زدنش را شنیده ام، چنگی به دل نمی زند. شاید برای اینکه انگ گدایی را به رویش نچسبانند، فلوتی در دست گرفته و نوایی سر می دهد. اگرچه زیاد تکان نمی خورد اما گهگاهی به سمت و سویی قدم هایی می زند و همین امر باعث می گردد که در خلال ساعات متوالی از محل اولیه ی خود به تدریج دور شود.

مردم زیاد به وی توجهی ندارند و من هم حقیقتا تابحال ندیده ام که کسی به وی کمک کند. شاید به این خاطر که حتی نمی دانند چگونه باید پول را به دست وی بدهند هنگامیکه هر دو دستش بر روی فلوتش مشغول است، شاید هم نمی دانند که چگونه نظر وی را به سمت پول جلب کنند و شاید هم هزاران شاید دیگر…

چند روز پیش وی را دیدم که خیلی از محل تردد خیابان دور گشته و به سمت کوره راهی منحرف شده بود و چون خود نمی دید که کجاست در پشت ردیف های دسترسی ناپذیر شمشادها مشغول فلوت نواختن بود. عملا در جایی قرار گرفته بود که نه کسی عبور می کرد، نه کسی می توانست نغمه اش را بشنود و نه کسی متعاقبا می توانست به سمتش رفته و کمکی به وی بکند.

وضعیت بغرنج فلوت زن نابینا در آن برهه ی خاص مرا یاد وضعیت وجودی رقت انگیز تک تک ما آدمیان این پهنه ی خالی انداخت. احتمالا وضع وجودی همه ی ابناء بشر همین است. همگی ما با حواسی محدود به کوره راهی پناه برده ایم، فلوتی در دست گرفته و نغمه ی گوش خراشی سر می دهیم و انتظار داریم که نغمه ی مان شنیده شود و دستی به ما کمکی کرده و قدردانمان باشد در صورتیکه غافل از آنیم که کسی آن حوالی ها نیست…

امتیاز شما به این نوشته

0

0

اشتراک در
اطلاع از
guest
3 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Kamran
Kamran
7 سال قبل

دیداد جان عزیزم. فقط یک کلمه برای درست یا غلط بودن فرضیه، تئوری و هر چیز دیگر تو لازمست. پول داری یا نه؟
اگرداری که هرچه می گوئی درست است و اگر نداری غلط می کنی زر مفت می زنی.
مادرم عمه ای داشت که فقط تحصیلات مکتبی و قرآنی داشت اما فیلسوفی درجه یک بود. روزی که بحث در مورد بهتر بودن علم یا ثروت مطرح شده بود با یک خط شعر بحث را خاتمه داد:
هر آنکس که در کیسه اش زر بود
کلامش متین است، ولو خر بود

دی داد
7 سال قبل
پاسخ به  Kamran

جناب دبیری،

طنز نمکینی بود…

شما را به خواندن این سه نوشتار از خودم دعوت می کنم:

http://www.daydaad.com/?p=4039

http://www.daydaad.com/?p=4170

http://www.daydaad.com/?p=982

و ضمنا از آنجاکه به نیکی آگاهم نه خودِ شما و نه عمه ی محترمه و حکیمه ی مادرتان تمولی نداشته و ندارید، پس توامان فرمایشاتتان مشمول همان اصل پیش نهاده ی خودتان است و بعبارت عوامانه اش همگی “زر مفت” بوده به غلط بیان شده اند.

امید دارم که شما هم به مراد دلتان برسید…

س.ح
س.ح
7 سال قبل
پاسخ به  Kamran

وا مصیبتا که مکتب چوب و فلک،امروزه در زمره تحصیلات آکادمیک قرار گرفته باشد و خروجی آن فیلسوفی خوب که نظریه ای ساختار شکن در باب پرسش عوامانه ی برتری علم بر ثروت باشد.
دوست عزیز که با تواضع استاد،طناز خوانده شده اید، شما را به جان عمه ی مادرتان یک بار دیگر “کسب و کار دانایان “را مطالعه کرده و ایضا محضر مفسرین مشابه تدقیق بفرمایید رابطه فلسفه با مکتب ایشان چیست؟
چنانچه از ثروت ایشان نیز زبانزدی در دست است میتوانید آنرا در موسسات مربوط ثبت و در تار نمایی مطرح سازید تا دست کم از این حیث نزد مخاطبان پول دوست مورد علاقه تان،بازشناخته شوید.
گرامی ؛اینجا مهد دانش است نه فخر فروشی!
این دست مسایل(مالی) برای این جمع حل شده است.لطفا انرژیهای انباشته خود را در محل مقتضی، مصروف دارید.