دی داد

موقعیت:
/
/
فیزیک پُست مدرن (051-002)
راهنمای مطالعه

برچسب و دستبندی نوشته:

نویسنده: دی داد

1395-04-27

فیزیک پُست مدرن (051-002)

در جهانی با ابعاد میانه یعنی جهانی با ابعاد انسانی، اتفاقات در نظر آدمی مطلق به نظر می آیند. این یعنی اینکه اگر شما از حرکت مستقیم یک گلوله فیلم بگیرید و فیلم را عقب ببرید، گلوله به همان جایی بر می گردد که از آنجا شروع به حرکت نموده بود. این قضیه بدآن معناست که جهانی با ابعاد میانه، جهانی یگانه (یونیورس) است.

اما اگر بتوانیم همین آزمایش را در ابعاد ریز، مثلا سطح ذرات به انجام رسانیم و یک الکترون را شلیک کنیم و از مسیر شلیک آن فیلم بگیریم و فیلم را به عقب ببریم، الکترون از آنجایی سر در نمی آورد که حرکتش را شروع کرده بود. البته اصطلاح فیلم گرفتن و به عقب راندن فیلم، مَجازا به معنای بازگشت در محور زمان است و نه به معنای واقعی آن؛ چون تجربه ی فیلم گرفتن بمدد دوربین ها، عملا دوباره اتفاقی در دنیای میانه است.

مخلص کلام اینکه جهان در کنه خود، جهانی مطلق نیست، بلکه ذاتی آماری – احتمالاتی دارد. چنین جهانی دیگر نمی تواند جهانی یگانه باشد، بلکه جهانی چندگانه (مولتی ورس) است. این جهان یک تاریخ (گذشته) و یا یک سرنوشت (آینده) ندارد. بلکه سفر در گذشته و آینده ی آن، به کررات ما را در مسیرهای مختلفی هدایت می کند که لزوما از آن جا نیامده بودیم و یا اینکه اصلا انتظارش را نداشتیم.

تمام این قالب های ممکن را که هستیِ ما در صورت جا بجا شدن در محور زمان محتمل است که در آن ها قرار بگیرد، من جهان هایی موازی این جهان می دانم که در این جهانِ چندگانه در آنِ واحد، محتمل الوجود هستند؛ اما اینکه چرا منِ نوعی در این لحظه ی خاص در این قالبم و در قالب دیگری مثلا بعنوان یک اسکیمو نیستم، به این علت است که احتمال حضور الکترون های من در این برش از جهان، بیشتر بوده است.

امروز، 28 شهریور 92 که این مقاله را می نویسم، در شهر تهران و در منزل پدری خود واقع در خیابان ….. هستم. نیک می دانم که دیروز صبح در دفتر کارم بوده و عصرش را نیز با یکی از دانشجویانم در پارک ….. گذرانده ام. اما اگر همین حالا 24 ساعت به گذشته برگردم، ممکن است که خود را در اصفهان بیابم و یا اینکه حتی بمیرم!!!

به فرض اینکه بخواهم بعد از یافتن خود در اصفهان، دوباره به امروز برگردم، احتمالا دیگر در منزل پدری نباشم و مثلا سر از زندان ….. در بیاورم. نمونه های خیلی عجیب تر این است که در سفر گذشته (مثلا یک سال پیش) به یک درخت مبدل شوم و در سفر به یک سال بعد (آینده)، پدر من سال ها قبل از تولد من، در گذشته ای نامعلوم فوت کرده باشد!!!

البته این تجربه ها از منظر پدیدارشناختی برای من ممکن نیستند چون درخت شعور ندارد و همچنین اگر به آینده ای روم که در آن، پدر من قبل از سال 63 درگذشته باشد، من دیگر نخواهم بود که این نبودن را تجربه کنم (رجوع شود به مقاله ی پارادوکس دانشمند دیوانه)!

پرسشی که ممکن است به ذهن مخاطب این نوشتار خطور کند این است که از خود بپرسد که این چندگانگی جهان (مولتی ورسیته) چگونه نمود تجربی پیدا خواهد کرد که بتوان آن را علم نامید؟! در پاسخ می بایست رویکردی فلسفی داشت.

وقتیکه یک تاس را پرتاب می کنیم و عدد 5 می آید، با آنکه احتمال آمدن هر عدد دیگری نیز یک ششم بوده است (البته قبل از پرتاب)، اما در جهان فیزیکی، بفرض دانستن شرایط اولیه ی این پرتاب، احتمال آمدن وجه 5 را می توانسته ایم، با دقت بالایی (نزدیک به 100) محاسبه کنیم. در حالت تاس آرمانی (جهان ریاضی)، این احتمال یک ششم است اما وقتی در جهان فیزیکی عدد 5 می آید، با ملاحظه ی شرایط اولیه، این احتمال قریب به 100 بوده است.

وقتی بشکل صد درصدی می دانیم که عدد 5 می آید (در جهان فیزیکی) نمی توانیم این ادعا را داشته باشیم که تاس ما وجوه دیگری ندارد! وقتی می دانیم که تاس عدد 5 را پس از پرتاب به ما عرضه می کند، این بدآن معنا نیست که تاس وجوه دیگری برای عرضه ندارد. قاعدتا آن زمان هرگز نخواهیم پرسید که وجوه دیگر تاس کجا هستند.

وجوه دیگر تاس در این پرتاب رخ نداده اند چون احتمال رخ دادنشان نسبت به رخ دادن عدد 5 بسیار ناچیزتر بوده است {در این مورد خاص به میزان دقت فیزیک کلاسیک، آمدن وجه 5 محتمل تر و سایر وجوه، نامحتمل تر بوده است. برای وجه 5 تقریبا 100 درصد (%100 → / به صد میل می کند) و برای وجوه دیگر تقریبا 0 درصد (%0 → / به صفر میل می کند)}.

پس ما عملا در برشی از این جهان چندگانه زندگی می کنیم (در حال حاضر) که احتمال حضور این توده ی الکترونی خاص (الکترون های تشکیل دهنده ی ما) بیشتر بوده است. همچون مثال تاس که بغیر از وجه 5 برایش 5 وجه دیگر هم متصور هستیم، برای مثالِ آدمی بغیر از این حضور، می توان n (عدد بزرگی ولی متناهی) حضور دیگر را نیز متصور بود که رخ دادنشان اساسی آماری – احتمالاتی دارد.

حال شاید مخاطب ما دوباره پرسش کند که چگونه می توان از یک برش بشکل ارادی به برش دیگری مسافرت کرد؟!

احتمالا با نوعی خاص از رآکتور! همانطور که هر چیزی که در دنیای میانه وجود دارد را می توان به انرژی مبدل ساخت (E=mc2) و این تبدیل می بایست در سطح اتمی صورت پذیرد؛ می توان به این مطلب امیدوار بود که با نوعی رآکتور و یا حتی ماشین زمان در ابعاد زیراتمی به کمک ابعاد اضافی (7 بعد اضافی جهان)، از یک برش به برش دیگر رفت.

سیاه چاله ها هم که کشیدگی عجیبی در فضا ایجاد می کنند نیز احتمالا کلید این مسئله هستند.

بهرحال این فصل از فیزیک را من فیزیک پُست مدرن می نامم! فیزیکی که تصویری بسیار بدیع از جهان را در مقابل چشمان آدمی مجسم می سازد. فیزیکی که بسیار از تصویری متعارف از جهان فاصله دارد. فیزیکی که جهان را بسیار بیشتر به ما می شناساند!

فیزیک جهان آنطوری که هست، نه آنطوری که بنظر می رسد!

امتیاز شما به این نوشته

1

1

اشتراک در
اطلاع از
guest
1 دیدگاه
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
س.ح
س.ح
7 سال قبل

لطفا در مورد توانایی تبدیل انرژی به ماده که در انگلستان(کمبریج) محقق شده است،توضیحاتی رو ارايه بدید.
سپاس از شما